نصفه شبا دلم میخواد از خونه بزنم بیرون شایدم دلم میخواد از خودم بزنم بیرون که نمیشه هرچی که هست دلم فضای آزاد و باز میخواد تو این چهار دیواری حس خفگی بهم دست میده الانم دلم خواست برم بیرون صدای دعا و اذان صبح میاد منو یاده مشهد و مکه انداخت دلم خواست یهو خیابونمون شبا به همون شلوغیه اونجا بود میشد رفت بیرون :( الانم نمیدونم چرا یهو دلم کنده شد دلم خواست برم کربلا نرفتم تا حالا ولی الان یهو خیلی دلم خواست :(
برچسب:
نویسنده: نیکی شریعتی