| پر از خالی پوچ تر از هیچ ! |
20:03
بچه که بودم وقتی اینکارو میکردم مامانم میگفت نکن بچه مگه قاطرای امامزاده داوودی :/
از سرم افتاد :/
رو جدول راه افتادن و میگم خیلی حال میده ^_^
دیروز اعصابم خیلی خرد بود و ناراحت بودم
تو پارک دانشگاه لب جوب انقدر رو جدول رفتم اومدم اروم شدم
اصن حس خیلی خیلی خوبی بود ^___^
یک نیمچه مهندس هستم با حاشیه هایم ^^
* نظرات بدون آدرس تایید نمیشه !
فاطمه
صورتی
رها
Man jan
RSS
TEMP: m0zhgan
برچسب:
نویسنده: نیکی شریعتی